تبليغاتX
METALER
HATEMUSIC
درود بر همگی....................من بخاطر مشکلاتی تا اطلاع ثانوی نمیتونم چیزی بنویسم واقعا متاسفم واز کسانی که نظر دادن ومنتظر من هستن واقعا عذر میخوام از جمله(ارغوان......گروه سوشیانت و غیره)من بر می گردم اما نمی دونم کی از ته دل آرزو میکنم که هیچ وقت به بلای من دچار نشید ....با این حال منتظر نظرات و پیشنهاد شما هستم.............با آرزوی موفقییت
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:35  توسط SHAHROKH.sorrow | 

درود بر همگی تا حالا راک ومتال ایرانی گوش دادید اگر گوش دادید حتما گفتید چقدر ضایع است اگر هم گوش ندادید بهتون پیشنهاد می کنم که گوش کنید.

راک ومتال ایرانی بین متالرهای ایران خوب جا نیفتاده.گروه های ایرانی بسیارزیاد هستند اگر راک ومتال ایرانی گوش داده باشیدمیبینید که آهنگ قشنگ هم در آنها پیدا میشه من خودم شعرهای هادی پاکزاد رو خیلی دوست دارمچون خیلی نزدیک به زندگی منه_ بهتون پیشنهاد میکنم به سایت www,cafe-tehran.com سربزنید .

من امروزشعری که دقیقا حسب حال خودم است رو از هادی پاکزاد گذاشتم بلاخره اونم راک دیگه . میخوام وقتی شعرو خوندین نظر بدین........... اونم در مورد زندگی من

به نام خدا

Atist:Hadi pakzad

زندون شیشه

آه اگر گریه کنم می شکنی ازغم

تارو پود باورت می پاشه ازهم

وای اگر ناله کنم می سوزه خونه

جای آهم روی دیوارا می مونه

من فقط یک نفرم قد یه دنیا

غم شده سهم من از زشتی وزیبا

توی یک زندون ازشیشه

شبو می خشکونم ریشه

بباره سنگ از آسمون

می مونه اشک من پنهون

آه اگر گریه کنم می شکنی ازغم

تارو پود باورت می پاشه ازهم

سینه پرخون شده از یک راز وحشی

دیده آزرده غم از هر نورو نقشی

هر نفس که میگذره از قلب سینه

بوی غم می گیرو هم ز کینه

توی یک زندون ازشیشه

شبو می خشکونم ریشه

بباره سنگ از آسمون

می مونه اشک من پنهون

آه اگر گریه کنم می شکنی ازغم

تارو پود باورت می پاشه ازهم

وای اگر ناله کنم می سوزه خونه

جای آهم روی دیوارا می مونه

من فقط یک نفرم قد یه دنیا

غم شده سهم من از زشتی وزیبا

هر نفس که میگذره از قلب سینه

بوی غم می گیرو هم ز کینه

 

 

از زبان خود هادی پاکزاد: بعضی ها درزندگی در یک زندون شیشه هستند که فرار کردن ازاون محاله و انسان محدوده و خود انسان هم نمی دونه این محدودیت تا کجا است....................با تشکر

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 22:25  توسط SHAHROKH.sorrow | 

         برگشت یک وبلاگ نویس متالر

درودبرهمگی_خبر خوشی که برای من خیلی خوشه.

کسی که باعث شد من این وبلاگو بزنم وکسی که جمله ای رو ابداع کرد(متالرباشیم نه متالباز)بله فکرکنم بشناسینش دوست صمیمی من فربد بعد از مشکلات فراوان دوباره به وبلاگ نویسان متال برگشت_فربد قبلا وبلاگی داشت به اسم children-of-metal که بلاگفا فکر کنم به اشتباه اونو فیلتر کرد وبعد از مشکلات فراوان بلاخره توانست یک وبلاگ دیگر را راه اندازی کنه تا ما از نوشته هایش بی نسیب نباشیم.

 

 

برای ملاحظه وبلاگ به لینک پایین کلیک کنید.باتشکرازکسانی که این خبر رو خوندن.

Painkiller

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 21:59  توسط SHAHROKH.sorrow | 

Artist:the Canberries

Zombie

Another head hangs lowly

Child is slowly taken

And the violence caused such silence

Who are we mistaken

But you see its not me

Its not my family

In your head , in your head

They are fighting

With their tanks and their bombs

And their bombs and their guns

In your head

In your head they are cryin

In your head

Zombie

What s in your head

Zombie

Another mother s brakin

Heart is taking over

When the violence causes silence

We must be mistaken

It s the same old theme since 1916

In your head

In your head they re still fightin

With their tanks and their bombs

And their bombs and their guns

In your head they are dyin

In your head , in your head

Zombie

What s in your head,in your head

Zombie

مرده متحرک

سردیگری به زیر می افتد

طفلی به آرامی گرفته می شود

وخشونت چنین سکوتی را به عث می شود

ما را اشتباهی گرفتند

اما می بینی که من نیستم

خوانواده ی من نیست

درفکرت درفکرت

آنها با تانکها

وبمب هایشان می جنگند

و با بمب ها واسلحه هایشان

درفکرت

آنها می گریند فکرت در

مرده متحرک

چه در فکر داری

مرده متحرک

مادر دل شکسته دیکری

جایگزین می شود

وقتی خشونت چنین سکوتی را با عث می شود

ما را اشتباهی گرفتند

از سال 1316موضوع قدیمی ویکنواختی است.

در فکرت

درفکرت آنها با تانکها

و بمب هایشان می جنگند

وبمبها واسلحه هایشان

در فکرت آنها مرده اند

درفکرت درفکرت

مرده متحرک

چه در فکر داری؟

مرده متحرک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:10  توسط SHAHROKH.sorrow |